قتل ریحانه جباری حاوی چه پیامی ست؟ / احسان کاوه

وجدان عمومیِ جامعه، رژیم اسلامی را به‌عنوان عامل اسیدپاشی مجرم شناخته. رژیم
نیز علیرغم اشراف به این واقعیت اقدام به عقب‌نشینی و قربانی کردن عواملی از نیروهای خودی را، حتی در سطح قتل‌های زنجیره‌ای، در دستور نگذاشته.
شرایط پیش‌آمده می‌تواند باور عمومی را به این سمت سوق دهد که امنیت خود را با اتکا به نیروی دفاع از خود، ولو دفاع مسلحانه، تامین کند.

انشقاق در جبنش ملی کرد/ احسان کاوه

حماسه‌ی مردم کوبانی جنبش ملی کرد در ترکیه را دچار انشقاق کرده. طیفی از آن همچنانکه خوانده و شنیده ایم، بیش‌از‌پیش در صدد اثبات نقش مثبت کردها در پیشبرد اهداف منطقه ای ترکیه و تثبیت جایگاه آن در معادلات منطقه‌ای امپریالیست‌هاست. طیف دیگر، عملکرد تاکنونی دولت ترکیه و داعش های درون مرزی و برون مرزی آن را جنگ آشکار دولت ترکیه با مردم کرد، جنبشهای دموکراتیک و سوسیالیستی دریافته. تداوم این واگرایی با شکل گیری احزاب سوسیالیستی با پایگاه وسیع توده ای به کمال کیفی تازه ای خواهد رسید.
بدین ترتیب استراتژی دولت ترکیه برای پیگیری منافع جنایتکارانه ی خود در خارج مرزها، به موازات بحران منطقه، ضربات سختی را متحمل شده و عملا با احتمال بازگشایی جبهه های با ثبات گسترده‌تری از جنگ ملی و طبقاتی در درون مرزهای آن کشور پاسخ خود را گرفته است. باید گفت اینها تازه از نتایج سحر است. مرتجعین بی‌کرانگی قدرت خونریز خویش را می‌جستند، رگ‌های بگشوده‌ی خود را بازیافتند.

ضرورت فشار اقتصادی به سرمایه داری ترکیه/ احسان کاوه

دنیای وارونه یعنی اینکه دولت اسلامی ترکیه بیشرمانه خواهان ایجاد منطقه ی پرواز ممنوع در سوریه باشد. ترکیه ای که از حامیان و سازمان دهندگان ارتش داعش بوده و هست. ترکیه ای که دو روز تظاهرات اعتراض آمیز شهروندان خود را برنتافته و تا این لحظه نزدیک به 40 تن را به خاک و خون کشانده و شمار بیشتری را مجروح و دستگیر کرده. ترکیه ای که دسته‌جات فوق فاشیست اسلامی لباس شخصی را به عنوان نیروی انتظامیِ در سایه برای درهم شکستن معترضین و مخالفان پرورش داده. ترکیه ای که خود در قساوت و بی رحمی طی همین چند هفته گذشته نشان داده که از رژیم سوریه هیچ کم ندارد.
با این حال چگونه می توان با این نیروی عظیم همبستگی جهانی با مردم کوبانی، در کنار شیوه های تاکنونی اعتراض، در اشکال تازه تری دولت سرمایه داری ترکیه را تحت فشار قرار داد؟
شاید با محوریت آحاد معترضین جنبش های آزادیخواه و سوسیالیست ترکیه و همراهی همه فعالین همبسته با آنها، بتوان کمپین سراسری ای برای توقف سیر مسافرت توریست ها به ترکیه راه انداخت. می توان از توریستهای داخل ترکیه خواست که برنامه هایشان را نیمه کاره رها کنند و به کشورهایشان باز گردند. خود اردوغان کذاب مدعی ست که همه آن هزاران روانپریش و تروریست که از خاک ترکیه ترانزیت شده اند تحت لوای توریست وارد کشور شده بوده اند. میتوان به همه انسانهای شرافتمند خاطرنشان کرد که بخشی از درآمد حاصله از سفر آنها به ترکیه هزینه تبه کارارن داعش برای فروپاشی مدنیت و بریدن شریانهای حیات مردم بی دفاع منطقه میشود. شاید بتوان چرخ های درآمد زای صنعت توریست ترکیه را برای مدتی از حرکت باز ایستاند.

ثقل مبارزه جاری، نبرد کار و سرمایه است/ احسان کاوه

اردوغان در آخرین واکنش به اعتراضات خیابانی، و ادامه کشتار کردها و مردم آزادیخواه در شهرهای ترکیه، بیشرمانه اعلام کرد که این حوادث به فرآیند مذاکرات صلح با کردها لطمه وارد خواهد آورد. پروسه صلح با کردها نزد سرمایه داری ترکیه یعنی سکوت در مقابل نسل کشی تمام عیار توسط ایادی وی در ترکیه، عراق و سوریه.
اما یقینا پروسه موهوم صلح پایان یافته است. مساله کنونی برای کردها تعمیق و گسترش مبارزات آزادیبخش خود در پیوند استراتژیک با مبارزه ی طبقاتی کار و سرمایه در ترکیه و منطقه است. دولت سرمایه داری ترکیه به کانون و دژ فوق ارتجاع اسلامی تبدیل شده است. در فروپاشاندن شیرازه مدنیت در منطقه نیز اینها تجدید سازمان شرایط فوق استثمار کارگران و زحمتکشان را در چشم انداز از نظر دور نمی دارند. تمامی سبعیت و رذالتی که در همراهی با داعش و بر علیه کوبانی از خود نشان می دهند از همین خودآگاهی سرمایه داری امپریالیستی نشات می گیرد.

هر مبارزه‌اي بر سر رهايي مبارزه‌اي‌ست بر سر سرنوشت جهان/ نویسنده: تز يازدهم

بيانيه‌ي سايت «تز يازدهم» در باره‌ي مقاومت کوباني
سيزده سال پس از حمله‌ي آمريکا و شروع به‌اصطلاح «جنگ عليه ترور»، بنيادگراييِ اسلامي نه‌فقط هنوز باقي‌ست بلکه رشد و گسترش هم يافته است و نماينده‌ي امروزي‌اش داعش سوداي ساختن خلافت اسلامي و سيطره بر کل خاورميانه را در سر دارد. اما ظهورِ پديده‌هاي خارق‌العاده‌اي چون داعش هم‌زمان است با تحقق کامل نسخه‌ي نئوليبرال سرمايه‌داري جهاني در هيأتِ حکومت‌هاي اسلامي‌- نفتي خاورميانه که با تمام وجود مي‌کوشند تقليد بدسليقه‌اي از نيويورک و هنگ‌کنگ را در وسط بيابان‌هاي لم‌يزرع شبه‌جزيره‌ي عربستان تکرار کنند.

نگاهی دیگر به اعتصاب کارگران سنگ معدن بافق/ بهزاد سهرابی

رفیق خسرو غلامی یکی از فعالین جنبش کارگری در ایران ، در نوشته ی خود   تحت عنوان " ملاحظاتی  در باره اعتصاب کارگران بافق"به ارزیابی از این اعتصاب شکوهمند پرداخته است . من ضمن همراهی با نکات بر شمرده توسط رفیق خسرو به نکات دیگری  اشاره خواهم کرد.  امید دارم  که بحث و تبادل نظر پیرامون  این اعتصاب با همفکری دیگر رفقا ادامه یابد.

وانکا / آنتون چخوف/ ترجمه‌ی سیمین دانشور

بازنویسی برای وب: احسان کاوه
«وانکاژوکوف» پسر نه ساله، که سه ماه بود در دکان «آلیاخین» کفاش پادویی می‌کرد، شب پیش از تولد مسیح، به خواب نرفت. آنقدر منتظر شد تا ارباب و زن ارباب و شاگردهای مغازه به کلیسا رفتند و او توانست از گنجه‌ی ارباب، یک شیشه‌ی کوچک مرکب و یک سر قلم با نوک پر گرد و خاکی در بیاورد. بعد یک ورق کاغذ چروک‌خورده هم جلوش گذاشت و بنا کرد به کاغذ نوشتن.

درود بر معدنچیان سنگ آهن بافق!

کارگران معدن سنگ‌ آهن بافق‌، هفتمین روز از دور دوم مبارزات خود و چهارمین شب تحصن در مقابل فرمانداری بافق را  پشت سر گذاشته‌اند. یگان ویژه نیروی انتظامی که با حکم بازداشت ١٨ تن از کارگران مبارز به معدن هجوم آورد، موفق شد ٩ تن از آنان را دستگیر کند. معدنچیان که نه تن دیگر را از یورش پلیس در امان نگه داشته اند، بلافاصله شبانه در برابر فرمانداری تحصن  کردند و مصمم‌اند تا در وهله اول، همکاران زندانی شان را آزاد کنند.

درباره‌ی فردریش انگلس / ولادیمیر ایلیچ لنین/ برگردان مهرداد امامی

[دریغا]، چه چشمه‌ی جوشانی از خِرد درخشید و محو شد
[افسوس] چه قلبی از تپش باز ایستاد‍!
برگرفته از شعر نکراسوف با نام «به یاد دوبرولیوبف»

فردریش انگلس به تاریخ 5 اوت 1895 در لندن از دنیا رفت. انگلس پس از دوست دیرینش کارل مارکس (که در 1883 در گذشته بود) عالی‌ترین پژوهشگر و آموزگار پرولتاریای مدرن در کل جهان متمدّن شمرده می‌شد. از زمانی که دست سرنوشت کارل مارکس و فردریش انگلس را کنار هم نشاند، این دو یار همیشگی کار مادام‌العمر خود را وقف هدفی مشترک کردند. و از این رو، در جهت فهم کاری که انگلس برای پرولتاریا کرده، باید تصوّر واضحی در باب اهمیت آموزه‌ها و آثار مارکس برای انکشاف جنبش طبقه کارگر معاصر داشت. مارکس و انگلس نخستین کسانی بودند که ثابت کردند طبقه‌ی کارگر و مطالباتش نتیجه‌ی ضروری نظام اقتصادی حاضر هستند که همراه با بورژوازی به ناگزیر پرولتاریا را خلق می‌کند و سازمان میدهد. آن دو نشان دادند این مبارزه‌ی طبقاتی پرولتاریای سازمان‌یافته است که بشریت را از دست شیاطینی که اکنون منکوبش می‌کنند، رها خواهد کرد، نه تلاش‌های صادقانه‌ی افرادی والامنش. مارکس و انگلس در آثار علمی خود نخستین افرادی بودند که توضیح دادند سوسیالیسم زاییده‌ی فکرخیالبافان نیست بلکه غایت نهایی پیامد ضروری تکامل نیروهای تولید در جامعه‌ی مدرن است. تمام تاریخ مکتوب بشر تا کنون تاریخ مبارزه‌ی طبقاتی، تاریخ توالی حکمرانی و پیروزی طبقات اجتماعی معیّن بر سایرین بوده است. و همین وضع ادامه خواهد یافت تا زمانی که بنیان‌های مبارزه‌ و سلطه‌ی طبقاتی- مالکیت خصوصی و هرج‌ومرجِ تولید اجتماعی- ناپدید شوند. منافع پرولتاریا در گرو نابودی این بنیان‌هاست و بنابراین، مبارزه‌ی طبقاتی آگاهانه‌ی کارگران سازمان‌یافته مستقیماً باید علیه این مبانی به جریان افتد. و هر مبارزه‌ی طبقاتی [بی‌شک] مبارزه‌ای سیاسی است.

انگلس/ سخنران تونی کلیف/ برگردان: سروش ثابت

سخنرانی‌ام را با نقل قولی از انگلس در مورد خودش آغاز می‌کنم یعنی این که وی نسبت به مارکس نقش درجه‌ی دومی بازی می‌کرد. صادقانه بگویم، نسبت به مارکس نقش درجه‌ی دوم بازی کردن خود یک دستاورد درست و حسابی است. حتی نقش ۱۵۰ ام نسبت به مارکس بازی کردن هم یک دستاورد است! اما من به شما نشان خواهم داد که در واقع فردریک انگلس به نقش خود کم بها داده است. او تا اندازه‌ای در مورد خودش فروتن بود. او نقشی پررنگ‌تر از نقش درجه‌ی دوم داشت و من نشان خواهم داد که او تأثیر عظیمی بر مارکسیسم گذاشت و بسیاری چیزها را مستقل از مارکس و پیش از مارکس به مارکسیسم افزود.